الملا فتح الله الكاشاني

280

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

الا كه مستجاب شود و آن وقتى است كه امام از خطبه خواندن فارغ شود و مؤذن قامت بگويد و بروايتى ديگر آخر روز است بنيم ساعت تا غروب و گفته‌اند در آن زمان كه آفتاب يك نيمهء آن فرو رفته و نيمه مانده و از حضرت ائمه اطهار ( ع ) مرويست كه بندهء مؤمن چون در روزهاى غير جمعه دعا كند خداى تعالى تاخير اجابت او كند تا روز جمعه به جهت حرمت آن روز و نيز از ايشان ماثور است كه يوم الجمعة سيد الايام و اعظمها عند اللَّه و اعظم عند اللَّه من يوم الفطر و يوم الاضحى و عمران حصين روايت كرده كه هر كه غسل روز جمعه كند گناه وى مكفر گردد و چون قدم در راه مسجد نهد بهر گام كه بردارد بيست ساله عمل صالحش بنويسند و چون از نماز جمعه فارغ شود دويست ساله كردار نيكو در نامه اش ثبت كنند و انس بن مالك نيز از حضرت رسول ( ص ) روايت كرده كه شب جمعه مرا به آسمان بردند هفتاد شهر در زير عرش ديدم سعت هر يك مثل دنيا مملو از فرشتگان و همه خداى را تسبيح و تهليل ميكردند و ميگفتند خداوندا بيامرز آنان را كه به نماز جمعه مشغول ميشوند و بيامرز آنان را كه غسل جمعه ميكنند و بخارى در صحيح خود آورده كه ابو هريره از رسول ( ص ) نقل كرده كه هر كه در روز جمعه غسل جمعه كند و جامهء پاك بپوشد و بوى خوش بخور كند و روغن بر خود مالد حق سبحانه او را بيامرزد از هر چه ميان اين جمعه و آن جمعه كند و آنچه در سه روز ديگر بعد از جمعه ثانى از او صادر شود و سليمان تيمى از پيغمبر ( ص ) روايت كند كه خداى تعالى در هر شب جمعه ششصد هزار بنده از آتش دوزخ آزاد مىكند كه همه مستوجب عقاب و عذاب بوده باشند و در روايت ديگر آمده كه در هر ساعتى از جمعه خداى تعالى سى صد هزار بنده را آزاد مىكند كه همه از اهل عقوبت باشند و نيز فرموده كه جبرئيل نزد من آمد و در دست او آينهء سفيد بود و گفت كه اين نمونهء ادينه است و حق سبحانه آن را بر تو عرض مىكند تا آن عيد تو و عيد امتان تو باشد در زمان تو و بعد از زمان تو و اين سيد ايام است و ما در آخرت آن را يوم المزيد ميخوانيم و كعب اخبار از سيد مختار روايت مىكند كه خدا مكه را بر ساير بلدان تفضيل نهاده و شهر رمضان را بر ساير شهور و جمعه را بر ساير ايام و هر كه روز جمعه بميرد حق سبحانه اجر شهيد در نامه عمل وى بنويسد و از فتنهء قبر ايمن باشد و نيز در حديث آمده كه چون روز جمعه رسد ملائكه بابواب مساجد جمعه مسارعت نمايند در دستهاى ايشان صحيفهاى فضه و قلمهاى طلا و ثواب سبقتگيرندگان به مسجد مينويسند تا آنكه مرد آخرين به مسجد در آيد و از اينحديث معلوم مىشود كه مباكرت مسجد سنت مؤكد است و مثمر مزيت مثوبت و احاديث ديگر دالند بر اين و گويند اول بدعتى كه در اسلام واقع شد ترك مباكرت بود به مسجد و در نقل آمده كه ابن مسعود روزى مباكرت نمود به مسجد ديد كه سه كس بر او سبقت گرفته‌اند بسيار مغموم شد